الشيخ المفيد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
165
الجمل ( نبرد جمل ) ( فارسى )
بگويى آيا ما بر حق نيستيم ؟ و دشمن ما در گمراهى نيست ؟ امير المؤمنين فرمود : گواهى مىدهم كه اگر با نيت صاف براى يارى دين خود حركت كنى و همانطور كه گفتى دوستى خود را با ايشان قطع و بيزارى خود را از ايشان آشكار سازى ، در رضوان خداى خواهى بود . اى ابو زينب ! بر تو مژده باد كه بر حقى و در اين ترديد مكن كه چنان است كه با احزاب جنگ مىكنى . ابو زينب اين دو بيت را خواند : « حركت كنيد به سوى احزاب كه دشمنان پيامبرند و همانا بهترين مردمان پيروان على هستند . اكنون هنگامى است كه بر كشيدن شمشير و نيزهء داراى پيكان پهن و تاختن اسبها گواراست . » چون مردم كوفه تصميم گرفتند براى يارى امير المؤمنين ( ع ) حركت كنند و گروهى براى اين كار آماده شدند ، ابن عباس و ديگر فرستادگان ، همراه آن عده از اهل كوفه كه آماده شده بودند براى پيوستن به على ( ع ) به ذو قار حركت كردند تا اين خبر را به اطلاع او برسانند كه كوفيان كمال كوشش را در فرمانبردارى دارند و به او خواهند پيوست و از يارى دادن خوددارى نخواهند كرد . ابن عباس گفت : او [ على ] براى اينكه آمادهء سفر و جنگ شود زودتر حركت كرده است . ابن عباس قرظة بن كعب را به جانشينى خود در كوفه گماشته بود تا مردم را به پيوستن به امير المؤمنين تشويق كند . همين هنگام نامهاى از بصره براى امير المؤمنين رسيد كه در آن نوشته شده بود : آن قوم با عثمان بن حنيف - امير بصره - چگونه رفتار كردهاند و گروهى از شيعيان على ( ع ) و يارانش را كشتهاند و چه فتنهها در آن شهر برانگيختهاند . ابن عباس هنگامى كه پيش امير المؤمنين رسيد ، او را سخت اندوهگين يافت كه اين اخبار موجب افسردگى و نگرانى او شده بود و چون فرمانبردارى مردم كوفه و وعدهء آنان را براى نصرت دادن بيان كرد ، امير المؤمنين شاد شد و همان جا منتظر ماند تا مردم كوفه و نيروهاى امدادى برسند و بتواند از آنان براى جنگ با دشمن استفاده كند . عثمان بن حنيف و پيمانگسلان رفتار آن قوم نسبت به عثمان بن حنيف - كه خداى از او خشنود باد - و همراهانش چنان است كه اخبار فراوان در آن باره رسيده و ناقلان سيره و تاريخ